یادآوری....

یادآوری....

با درود به دوستانی که در حال مطالعه این صفحه هستند. امیدوارم مطالبی که سعی میکنم با وسواس کامل انتخاب یا مکتوب و منتشر کنم برایتان راهگشاومفید باشد . به شخصه معتقدم یک جمله به تنهایی میتواند زندگی انسانها را متحول نماید . به امید تحولات چشمگیر در همه ما !!!

آخرین مطالب
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۸ هویت
آخرین نظرات

لذت ، مساله این است !!!

يكشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۵:۵۹ ب.ظ

دیروز خدمت دوستی بودم که پزشک هستش و با توجه به اینکه خیلی مواقع پزشکها ( ونه البته همه ) رو به خاطر اینکه صرفا" دنبال خالی کردن جیب مردم بیچاره هستن بدون اینکه وجدان کاری رو در طبابت مد نظر قرار بدهند قبول ندارم و اعتقاد به بی مایگی جمع کثیری از اونها دارم اما این دوست گرانمایه بسیار بسیار انسان فروتن و توانمندی هم در طب و هم در درک و فهم بسیاری از مصائب و مشکلات مردم عادی و کمک به اونها هستش . به همین خاطر خودم به شخصه بسیار به این انسان توانمند ارادت خاصی دارم .

و اما دیروز به دلایلی برای کمی گپ و گفتگو نزد دوست گرامی ام رفتم که حدود 1 ساعت با توجه به کمبود وقتی که داشت با هم گپ زدیم . اما موضوع صحبت در مورد انسان ها و درک این حقیقت که هدف انسان از زندگی در دنیای مادی چه چیزی میتونه باشه . نظر دوست بنده این بود که صرفا" هدف انسان از زندگی لذت بردن هستش ودر ادامه که توضیح بیشتری خواستم ایشون این طور بیان کردن که تمام اعمال انسانها در نهایت در جهت لذت بردن از مواهبی که در اختیار و در تیررسشان میباشد هست . به عنوان مثال اون کسی که داره کار میکنه تازندگی بهتری داشته باشه از داشتن زندگی بهتر بسیار لذت میبره ، اون کسی که وارد معنویات میشه حتما" از معنویات لذت زیادی میبره و برای اینکه به هدفش برسه ممکنه سالها تلاش کنه تا به اون هدف نهایی یعنی (( لذت )) از هدفی که برایش جذابیت داره برسه . و این مثالها در مورد هر انسانی و هر موضوعی که بخواهید بررسی کنید به طرز خارق العاده ای صادق و ممکن به نظر میرسه . یعنی در نهایت عمده ترین کارهای ما صرفا" برای ارضای این غریزه یعنی لذت بردن از اهداف ، عقاید و هرچیزی که میخواین اسمشو بزارین هستش . این مساله با این که بسیار ساده و در زندگی روزمره به طور مکرر داره هدفگذاری میشه ولی تا به حال بهش فکر نکرده بودم (اینجاست که میگن با آدمای بزرگ نشست و برخواست کنید نه با آدمهای حقیر ) و از دیروز این مکالمه کاملا" جلوی چشمام هستش و دارم در مورد نقاط قوت و ضعفش به شدت فکر میکنم .

اما خوشحال میشم کسانیکه این مطلب رو میخونن نظر خودشون رو در مورد این مکالمه کوتاه اما مهم بیان کنن آیا موافقید یا مخالف و در صورت امکان با ذکر دلیل . با تشکر

نظرات  (۴)

قصدم لجبازی و یا زورآزمایی نبوده و عذرخواهی می کنم. هیچ وقت همچین جسارتی نمی کنم
این شعر امروز به دستم رسید و به نظرم بسیار زیبا اومد با اجازه شما تقدیم می کنم به همه ی دوستان:
من عاشق امروزم ...
برای همیشه دیروزم گذشته است ،
تمام شده است ،
همه ناکامیها ، شادیها ، پیروزیهای دیروزم از بین رفته اند،
من عاشق امروزم ... امروز، همین حالا، این لحظه
شاید هیچ وقت فردایی نداشته باشم ،
شادیها ، موفقیتها ، لبخندهای فردا نباید ذوق زده ام کند ،
مشکلات ، ناامیدیها و اشکهای فردا که از راه نرسیده تا نگرانش شوم،
من عاشق امروزم...
امروز بهترین لباسم را میپوشم ،
بهترین عطرم را میزنم ،
تا فرصت دارم هرچه دوستت دارم نگفته دارم، خرج می کنم،
حتما برای عزیزانم گل میخزم ،
کتابهای نخوانده ام را می خوانم ،
برای دیدن رنگین کمان عجله می کنم ،
از بوییدن گلها خود را سرمست می کنم،
بهترین خویش را عرضه می کنم ،
والاترین اخلاقم ، استعدادم ، شکوهم ....
تقدیم می کنم با عشق
به خانواده ام ، دوستانم ، همکارانم
من عاشق امروزم
چقدر کار برای امروز دارم ،
باید امروز را زندگی کنم ...

پاسخ:
عالی
مگه رنج و لذت تو این دو الیتی قرار نمی گیره ؟سر فصل همه تجارب ، همه سوئیچ شدن ها که فرمودین به نظر من به رنج و لذت یا اشتیاق و بیزاری میرسه و انقدر ادامه پیدا می کنه تا برسیم لبه ی پریدن به نیستی .اون  هیچ شدن رو دوست دارم و فکر می کنم تا نابود نشیم رها نمیشیم!
این نظر منه و اصراری بر تحکمش ندارم چون شما درست می گین حقیقت برای هرکسی متفاوته و صد البته غیر قابل تعریف !
پاسخ:
راستای صحبتهای من و شما یکی هستش .قرار هم نیست با هم لجبازی یا زورآزمایی داشته باشیم بلکه از گفتگوی ما دو نفر کسانی که مطالعش میکنن چیزهای بیشتری دستگیرشون میشه و یک نوع افزودگی اتفاق میافته برای همه ما .
بله باید نابود بشیم و منیت از بین بره تا بتونیم رهایی رو تجربه کنیم .
نه میتونم بگم موافقم نه میتونم بگم مخالفم.بیشترین چیزی که من می بینم ترسه ، ترس از چیزی که نمی خواهیم باهاش روبرو بشیم .از دامان لذت به دامان رنج ، از دامان رنج به دامان لذت می گریزیم و انقدر ادامه میدیم که دیگه راه فراری نمی مونه و یه روزی ، یه جایی بالاخره شجاعت این رو پیدا می کنیم که  سینه به سینه ، چشم تو چشم حقیقت قرار بگیریم : عدم
شعر قبلی رو دوست داشتم به خاطر همین روبرو شدن


پاسخ:
حقیقت ؟ تعریفی ازش هست ؟ اصلا"جنسش چیه ؟ کی میتونه توضیحی در موردش بده ؟
حقیقت برای هر فردی متفاوت از دیگران تببین میشه این به خیلی چیزها مربوطه که شاید بعضی هاش هنوز که هنوزه از نقطه نظر علمی توجیه و دلیلی براش نیست . اما به نظرم همیشه در جهان هستی یک دوالیتی وجود داره اگه دقت کنی نور تاریکی ، خوب بد ، سیاه سفید ، کوچیک بزرگ ، ضعیف قوی ، یین یانگ ، زن مرد و ....  . که از برخورد و  یا سوییچ شدن از یکی به دیگری تجربیاتی به دلایلی برای همه اجزای کاینات به وجود میاد که رشد و تکامل و تعالی تمامی هستی رو بهمراه داره  .
ما آدما دنبال حس رضایت هستیم این جامع تره 

که به نوعی همون لذتِ
پاسخ:
درسته . حس رضایت زمانی به دست میاد که به اون چیزی که ازش میتونیم لذت ببریم برسیم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی